به بهانه سالگرد شهادت جانباز شهید مهرزاد ناظری

جانباز شهید مهرزاد ناظری
بنام خدا
وقتی به ملاقاتش در بیمارستان ساسان تهران رفتم ، اتاق ها را یکی یکی دنبالش می گشتم اما او را پیدا نمی کردم ، وقتی با ناامیدی از اتاقی خارج می شدم متوجه شدم یک نفر با دست به من اشاره می کند رفتم جلو دیدم خودش است ، خدای من چقدر تغییر کرده بود ؟ چرا نشناختمش ؟
او می خندید و من خودم را کنترل می کردم که اشکهایم نریزند ، یاد آن روز افتادم که به او گفته بودم: مهرزاد جان دوست داری شفا بگیری و دوباره روی پاهای خودت راه بروی ؟
گفت : نه
گفتم : آخر چرا ؟
لبخند زیبایی زد و گفت :
نمی دانی اینگونه زندگی کردن چقدر لذت دارد .
رفته بودم به او روحیه بدهم اما او همانند گذشته به من روحیه داده بود !
از اتاقش که بیرون آمدم مانند الآن که دارم این نوشته را می نویسم اشک امانم را بریده بود.
مهرزاد در تاریخ 09/6/81 در حالی که از جانبازیش مانند ابوالفضل العباس (ع) لذت می برد با شهادت به ملکوت اعلا رفت و پیکر مطهر و رنجکشیده اش در کنار همرزمان شهیدش در گلزار شهدای روستای سیدکلای بابل آرام گرفت .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد